کوفیان جنایتکار حضرت حسین را شهید نموده و برای گرفتن جایزه سرش را به همراه زنان و فرزندانش به نزد یزید فرستادند یزید با وجود جنایتکاریش از این عمل ننگین سخت ناراحت شد و بارها ابن زیاد را لعن می کرد که چرا وی را تا این حد بد نام کرده است و به کوفیان هیچ جایزه ای نداد اولین کسانی که برای حسین گریه کردند و با خانواده ایشان همدردی کردند زنان خاندان یزید بودند . و همانطور که در بحثات گذشته گفته شد خود یزید نیز دستور داد عزاداری نمایند.
گفتم امیر ۳۲ الان که یکسال از انقلاب ایران گذشت نمیخواهید شماره ات را عوض کنی بشوی امیر صاحب ۳۳ خندید گفت من چی میگم تو چی میگی ؟
گفتم خوب ُ در مورد حضرت حسین ع خیلی خنده دار نیست ؟ ما بگوئیم فرزند هند جگر خوار اشتباهی او را شهید کرده بعدهم برایش گریه کرده ؟ مردم چه میگویند ؟ بعدش چرا ما الان با یزیدیهای پاکستان همکاری میکنیم و شما با آنها در یک بخش بستری هستید ؟
چرا ما هم شیعیان و دوستان حضرت حسین نوه پیامبر را می کشیم و بعد هم بخواهیم خودمان را طرفدار ایشان نشان دهیم ؟ مرگ یکبار و شیون یکبار / یا حسینی باشیم یا یزیدی /
امیرصاحب گفت : مگر نشنیدی ارباب گفته ما دوست و دشمن ثابت نداریم ما منافع ثابت داریم / الان ماموریم به اینکارها که میکنیم به وقتش گریه به وقتش خنده
گفتم عجب هوشی داری امیرصاحب ُ چشم نخوری ا نشاء الله امیدوارم زودتر از بخش روانی مرخص شوی !!

