تبليغاتX
خبرگزاری بلوچ نیوز - اخراج افاغنه و تفتيش هويت در استان سیستان و بلوچستان

اخراج افاغنه و تفتيش هويت در استان سیستان و بلوچستان

عاصم بلوچ

قوم بلوچ از هزاران سال پیش ساکن این دیار بوده است و چون دسترسی به این خطه کار هرکس نبوده، هریک از گردنکشان تاریخ ایران که به اوج قدرت رسیده، برای قدرت نمایی، ضرب شستی به بلوچ‌ها نشان داده است تا ثابت کند به نواحی دور از دسترس هم دست یافته است؛ اما مهاجمین در تمام این حملات بامقاومت بی‌نظیر این قوم مواجه شده‌اند. جنگاوران شجاع و حتی زنان و بچه‌های قوم بلوچ درس عبرت آموزی به آنان می‌دادند و در پاره‌ای از موارد همین مقاومت باعث نابودی کامل یک ابر قدرت می‌شد. چنانکه در بررسی تک تک این هجوم‌ها در طول تاریخ، در نهایت شاهد شکست کامل و زبونی این زورگویان هستیم. به عنوان مثال اسکندر پس از یورش به بلوچستان نیمی از لشکر خود را در شنزارهای بلوچستان از دست داد و پس از مقاومت این قوم دلیر بسیاری از فرماندهان وی کشته شدند. همچنین در حمله قاجار به بلوچستان چنان درسی به نیروهای مهاجم دادند که سالیان دراز کسی جرأت نمی‌کرد، در این خطه به زبان فارسی صحبت کند. کلمه معروف "گجر" که هنوز هم در جنوب استان بکار می‌رود به نوعی همان حس تنفر از قاجار را تداعی می‌کند.

آری در تمام این تهاجم ها قوم بلوچ یک "نه" بزرگ به اشغالگران گفت و با همان طبیعت نرم و ساده خود توانست پس از سالها پایداری تک تک افراد مهاجم را هدف قرار داده و با ذلت از سرزمین خود براند.

ما در صدد بررسی تاریخ قوم بلوچ نیستیم اما به صورت گذرا به تاخت و تازهایی که در ادوار مختلف تاریخ به این سرزمین صورت گرفته، اشاره‌ای می‌کنیم.

*کتیبه‌ها سنگ نوشته‌ها و اسناد تاریخ پیش از اسلام ،نشان می‌دهد که قشون داریوش بلوچستان را فتح کرده است.

* اسکندر پس از فتح هند، به بلوچستان یورش برد و نیمی از لشکر خسته‌اش در شنزارهای بلوچستان تلف شده و با مقاومت مردم مواجه شد که درنهایت منجر به شکست کامل وی شد.

* فردوسی در شاهنامه دو بار از کشتاربلوچ‌ها بدست ساسانیان خبر می‌دهد و جنازه‌های مهاجمین را لاشخورها در کوههای بلوچستان تکه تکه می‌کردند.

* در صدر اسلام چند بار اعراب مسلمان جهت دعوت به اسلام به بلوچستان آمدند و این زیباترین فصل تاریخ این سرزمین می‌باشد که باعث شد این قوم به اسلام گرویده و دین حنیف را بپذیرد.

* یعقوب لیث صفاری در سال ۲۵۰هجری بلوچستان را فتح کرد ،اما مقاومت این قوم باعث قدرت گرفتن دو باره آنان شد.

* دیلمیان در زمان حکومت عضدالدوله بلوچستان را به خاک و خون کشیدند، اما در نهایت با از دست دادن هزاران سرباز ازاین سرزمین باز گشتند.

* سیصد سال بعد از هجرت، آل بویه بلوچستان را تسخیر کردند. اما نتوانستند آن را حفظ نمایند.

* چنگیز خان، جغتای را برای غارت بلوچستان فرستاد، ولی در هیچ سرزمینی با مقاومتی مشابه بلوچستان مواجه نشد.

* تیمور لنگ در سال ۸۰۰هجری بلوچستان را تسخیر کرد. اما پس ازمدتی این قوم از اطاعت سرباز زد و نیروی سابق خود را به دست آورد.

* در دوره صفویه گنجعلی خان مأمور سرکوبی قوم بلوچ شد به دلیل تجارب گذشته جنگ سختی در گرفت که در نهایت پس از سالها مبارزه باعث شکست کامل قوای حکومتی شد.

* در سال ۱۲۵۶ هجری در دوره حکومت محمد شاه قاجار، حبیب الله خان ترکمن به بلوچستان تاخت و قلعه بمپور را ویران کرد قوم بلوچ مثل سابق به کوهها پناه بردند و هزاران نفر از نیروهای مهاجم را کشتند.

* در دوره قاجاریه، امیر کبیر، شاهزاده طهماسب میرزا را برای سرکوبی بلوچ‌ها فرستاد، که با شهامت ایستادگی کردند.

* ناصرالدین شاه قاجار، فیروز میرزا فرمانفرما والی کرمان را برای فتح بلوچستان فرستاد و او قلعه بمپور را به توپ بست، اما توپ هم نتوانست از شجاعت این قوم بکاهد و در نهایت پیروزی با مقاومین بود.

* استعمار انگلیس در سال ۱۳۰۷شمسی سرتیپ امان الله جهانبانی را مأمور فتح بلوچستان کرد. در آن سال قلعه بمپور، قلب بلوچستان پس از قرنها به ضرب توپ و خمپاره از تپش افتاد. استعمارگران به تصور اینکه با حیله و نیرنگ و خیانت خائنین توانسته‌اند بلوچستان را تسخیر کنند ،به برنامه‌های خود ادامه دادند، اما کم کم با مقاومت مردم مواجه شده و صدها افسر خود را در این خطه از دست دادند و در نهایت پس از اینکه قدرت سابق را از دست داده بودند با شکست و زبونی از این خطه رانده شدند. آری تنها زمانی که قوم بلوچ به آرامش رسید زمانی بود که اسلام این منطقه را در پرتو احکام منور خود به آرامش و اطمینان رساند.

به همین جهت در زمان قیام مردم ایران علیه حکومت شاه در کنار هم وطنان خود بپا خواستند تا دو باره از نعمت یک حکومت اسلامی برخوردار شده و در سایه آن با آرامش خاطر به زندگی خود ادامه دهند و به احکام اسلام عمل کنند.

ما همیشه از تبعیض و نابرابری در بسیاری از امور شکوه داریم. آیا این انتظار بی جایی است یا مطالبه حقوق قانونی حق مسلم یک ملت می‌باشد؟. جلب اعتماد یک ملت، آنهم ملتی که در طول تاریخ مورد ظلم و ستم قرار گرفته کار دشواری نیست.

پس از پیروزی انقلاب با توجه به شناخت کامل رهبر انقلاب از مردم این خطه و توجه خاص ایشان شادی زایدالوصفی مردم را در برگرفت، اما متاسفانه تنگ نظری برخی از مسئولین باعث ایجاد مشکلات عدیده‌ای برای این ملت مظلوم و محروم گردید که ما فقط به یک نمونه آن می‌پردازیم.

هیچ انسان منطقی و دارای مطالعه منکر نیست که این قوم ساکنان چند هزار ساله و اولیه این منطقه هستند، اما اتفاقی که اخیراً در منطقه رخ داد بسیار شگفت آور بود.

قبل از هر چیز باید گفت که منطقه‌ای که قوم بلوچ در آن سکونت دارد بسیار وسیع می‌باشد. از سند، تربت و پنجگور پاکستان تا مکران، سیستان، نیمروز افغانستان و دالبندین، نوشکی و کویته، سبّی پاکستان منطقه سکونت این قوم می‌باشد.

قرن‌ها این قوم ساکن این مناطق بوده و هراز گاهی به دلیل خشکسالی و یا اختلافات و جنگهای قبیله‌ای جابجایی‌های گروهی اتفاق افتاده است، اما خویشاوندی این قبایل و معاهدات آن در هر منطقه‌ای قابل احترام بوده است. با هم داد و ستد داشته و دختران و پسران آن با هم ازدواج نموده‌اند.

در سال ۱۳۲۸ شمسی دولت پهلوی به یکی از سران و معتمدین قبایل زاهدان طی نامه‌ای دستور می‌دهد تا باهمکاری گروهی از کارشناسان مرزهای همسایگان ایران با افغانستان و پاکستان را مشخص نموده و تحدید حدود نمایند این تحدید مرزها صورت می‌گیرد اما اوضاع قبایل بلوچ هیچ تغییری نمی‌کند. همان رفت و آمدها داد و ستد و ازدواج‌ها ادامه پیدا می‌کند. این قضیه در نزدیکی مرز بسیار روشن‌تر و ملموس‌تر می‌نماید، زیرا بخشی از یک روستا در این طرف مرز و بخش دیگر آن در آن طرف مرز قرار می‌گیرد.

هر سه دولت ایران، پاکستان و افغانستان برای افراد این قبایل مدارک شناسایی صادر می‌نمایند و آنان را به عنوان شهروند خود می‌پذیرند، اما هیچ گونه مانعی برای تردد و دیدار اقوام نزدیک وجود ندارد.

اخیراً دولت جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت مهاجران افغانی را به کشورشان باز گرداند. این کار با یک زمان بندی مشخص آغاز شد، اما اتفاقی که فقط در استان رخ داد بسیار دردناک بود. عده‌ای از تنگ نظران در صدد اقدامی انتقام جویانه بر آمدند و به تفتیش هویت قوم بلوچ پرداختند و این کار را با حساسیت بسیار بالایی انجام می‌دهند.

نکته قابل توجه اینکه شناسنامه هزاران ایرانی بلوچ ضبط گردید و این افراد فاقد مدارک شناسایی شدند. دلیل این اقدام این بود که بعضی از اقوام این افراد در افغانستان و پاکستان سکونت دارند و دارای تابعیت آن کشورها می‌باشند.

عده‌ای هم از این فرصت استفاده کرده و شناسنامه افرادی را که به جرایم دیگری به زندان می‌افتادند، ضبط نمودند، در حالیکه این افراد به دلیل بعد مسافت محل سکونت‌شان با مرزهای پاکستان و افغانستان هیچ قوم و خویش نزدیکی در این کشورها نداشتند همچنین چند هزار نفر از قبایل مختلف که تا اول انقلاب هیچ‌گونه مدرکی دریافت نکرده بودند، پس از پیروزی انقلاب برای دریافت شناسنامه اقدام نمودند اما تا حال به آنان پاسخی نداده‌اند.

اما همه این سختگیریها و تفتیش برای قوم بلوچ و اهل‌سنت اتفاق می‌افتد، در حالیکه برادران اهل تشیع در سیستان دقیقاً چنین وضعیتی دارند. بسیاری از قبایل سیستان هم اینک با اسم قبیله‌ای مشترک (همانند شهرکی، کیخا، دهمرده و …) در افغانستان به سر می‌برند و هستند کسانی که پدران آنان در افغانستان هستند، اما چون خودشان در ایران بوده و سالها است که شناسنامه دریافت کرده‌اند، هیچ‌گونه مشکلی ندارند.

در اکثر کشورهای دنیا پس از چند سال سکونت یک فرد می‌تواند مدارک شناسایی آن کشور را دریافت کرده و به تابعیت آن کشور در آید و از همه حقوق و مزایای یک شهروند بهره‌مند گردد. همچنین در دو کشور افغانستان و پاکستان که ما ایرانی‌ها آنها را بسیار عقب مانده‌تر از کشور ایران می‌دانیم ،هیچ تفاوتی بین اقوام،قبایل و مذاهب مختلف نمی‌گذارند مثلاً در افغانستان وزرای بلوچ وجود دارند و در پاکستان نخست وزیر سابق از قوم بلوچ بود و چندین وزیر فعلی این کشورها از اهل‌سنت و بلوچ می‌باشند. همچنین بدون هیچ توجه‌ای به مذهب افراد بسیاری از برادران اهل‌تشیع و هزاره در سمت وزیر و حتی معاون اول رئیس جمهور در کنار برادران اهل‌سنت انجام وظیفه می‌کنند. این قضیه مختص پاکستان وافغانستان نیست بلکه در بسیاری از کشورهای اسلامی و عربی چنین روش منطقی و عاقلانه‌ای بکار می‌رود.

البته افرادی هم هستند که با سوء استفاده و جعل از مدارک دیگران استفاده می‌کنند که اولاً این عمل خلاف قانون و نادرست است در ثانی جعل اسناد مختص یک خطه نمی‌باشد و در کشورهای بسیار پیشرفته نیز اتفاق می‌افتد. ولی به دلیل سوء استفاده عده‌ای نمی‌توان همه مردم یک استان را زیر سئوال برد و ضمن صدور شناسنامه و کارت ملی دوباره از انان برای اثبات هویت و ایرانی بودنشان دلیل و برهان خواست.

سئوال ما از همه مسئولین ومقامات بالا این است که تصور بفرمایید که شما چند نسل را در تهران بوده‌اید، یک روز وقتی برای دریافت شناسنامه نوزادتان به ثبت احوال مراجعه می‌کنید، شناسنامه شما و همسرتان را از شما بگیرند و بگویند، بفرمایید بیرون ما به این نتیجه رسیده‌ایم که شما ایرانی نیستید، چه حالی پیدا می‌کنید. این افراد مظلوم به همه جا شکایت کرده‌اند اما هیچ پاسخی نشنیده‌اند ،خیلی سخت است که انسان در ظرف چند ساعت همه مدارک و در واقع هویت خود را از دست بدهد، در حالیکه آباء و اجداد او و همه خویشاوندان درجه یک او در ایران هستند، به عنوان یک غیر ایرانی اخراج شود. این عمل از ویران کردن خانه و محل سکونت افراد ویرانگرتر است زیرا اگر خانه کسی به هر دلیلی تخریب شود، نهایتاً می‌تواند یک چادر برپا کند و در سرزمین و وطن خود به زندگی خود ادامه دهد امّا اگرهویت ملی خود را از دست بدهد و مدرکی نداشته باشد، کدام کشور خارجی به وی پناه می‌دهد و حاضر است او، فرزندان و خانواده‌اش را بپذیرد.

ابطال مدارک و شناسنامه یک فرد، منجر به فاجعه بزرگتری می‌شود، بدین سان که مدارک و شناسنامه پدر، عموها، برادران و اقوام درجه یک وی نیز به همین دلیل واهی باطل شده و همه بیگانه تلقی می‌شوند. این یعنی ویرانی چندین خانواده ایرانی که باعث تأسف است.

این یکی از مشکلات اهل‌سنت استان بود اگر ما همه مشکلات اقتصادی، اجتماعی، محرومیتها را در کنار هم بگذاریم و یک فرد هرچه فریاد بزند صدایش به جایی نرسد، چه انتظاری می‌توان از وی داشت. این انسان جهت هویت طلبی می‌جنگد.

سخن ما این است که چرا مسئولین نظام به یک عده تنگ نظر که خود را انقلابی جلوه می‌دهند، چنان میدان می‌دهند که باعملکرد غلط خود باعث آزردگی خاطر چند میلیون هم وطن ایرانی می‌گردند.

ایا واقعاً چنین است که هرچه آنان بگویند راست است و هرچه علماء و ریش سفیدان اهل‌سنت و بلوچ بگویند غلط و نادرست می‌باشد؟

آری این افراد با توجه به نرخ بالای تورم و بی کاری با کارگری می‌توانستند ،نان شبی برای فرزندان و خانواده خود فراهم کنند، اینک درد دیگری به دردهای آنان اضافه شد و آن اینکه باید از مأمورین نیروی انتظامی در حال فرار باشند البته طبق گزارش برخی از این افراد گاهی بعضی از این مأمورین با یک درجه تخفیف آنان را جریمه نقدی نموده و تا مبلغ ۵۰ هزار تومان دریافت نموده و آنان را رها می‌کنند. این انسان‌های بی پناه ترجیح می‌دهند ۱۰۰هزار تومان بدهند، اما به هیچ عنوان ردّ مرز نشوند. فراموش نکیند که اینها اتباع خارجی نیستند اما به اجبار بیگانه و خارجی قرار داده شده‌اند.

این روزها شاهد اجرای طرح اخراج اتباع بیگانه در استان هستیم، اما صدها نفر ایرانی بلوچ هم با این افراد از مرز اخراج شدند و البته دوباره باز گشتند، چون هنگام دستگیری هیچ‌گونه مدرکی به همراه نداشتند و به آنان این اجازه هم داده نشد که باخانواده خود تماس بگیرند و مدارک خود را ارائه دهند.

بعضی از مأمورین انتظامی در این زمینه دست به ابتکار عمل می‌زنند و اخیراً شبها بعد از نماز عشاء جلوی درب خروجی مساجد مستقر می‌شوند هنگام خروج نماز گزاران از آنان مدرک می‌خواهند و اگر یک جوان ایرانی مدرک شناسایی معتبر به همراه داشته باشد، کارت پایان خدمت مطالبه می‌کنند و اگر این کارت را همراه نداشته باشد به جرم سرباز فراری باز داشت می‌شود.

حال مسئولین نظام خود قضاوت کنند و با چاره اندیشی به این معضل پایان دهند. نگذارند که مردم به این نتیجه برسند که صرفاً جهت عقیده خود به این مشکلات دچار می‌شوند. اینها واقعیت‌هایی هستند که شاید تا به حال به گوش مسئولین نرسیده‌اند.

ما امیدواریم که با گفتگو و تسامح و پیگیری‌های لازم این مشکل مردم ما حل شود گرچه به تصور بعضی‌ها بسیاری از مردم استان بی سواد هستند و مسایل را نمی‌فهمند و درست تحلیل نمی‌کنند؛ امّا این طرز تفکر اشتباه و به بازی گرفتن شعور عمومی و فطری یک ملت می‌باشد و هر انسان، هرچند که بی سواد باشد با شعور فطری خود همه چیز را می‌فهمد و درک می‌کند. در واقع این قوم قربانی تعصبات قومی و مذهبی خود می‌باشد. ما در صدد انتقاد بی جا نیستیم اما واقعیت‌ها را می‌گوییم تا شاید چاره‌ای اندیشیده شود.

وما ذالک علی الله بعزیز

+ نوشته شده توسط خبرگزاری بلوچ نیوز (بلوچنا) در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 20:43 |